الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
497
الغدير ( فارسى )
- در سرزمين بابل ، خورشيد به خاطر او بازگشت ، از آن پس كه شب پردهء تاريكى برآويخت . - و اگر موسى عمران ، ده سال شبانى كرد ، با انتظارى مشقتبار . - تا دخت شعيب را تزويج كرد و در وادى طور آتش اخضر ديد . - سرور و سالارم على صاحب معالى ، به امر خدا با دخت محمد جفت شد . - و اگر عيسى را فضل و مقامى است كه به امر خدا ، مادرش حمل برداشت . - على در شكم مادر به تسبيح و استغفار پرداخت و مادر خود را از سجده لات و عزّا بازداشت . آخرين بيت قصيده ، ناظر به حديثى است كه حلبى در السيرة الحلبية : 1 / 285 ؛ زينى دحلان در سيرهاش ، صفورى در نزهة المجالس : 2 / 210 و شبلنجى در نور الابصار ، روايت كردهاند ، داير به اينكه على امير مؤمنان در زمان حمل ، مادرش را از سجدهكردن بر بتها مانع مىگشت . « 1 » و همو راست : - رسول خدا در روز حشر ، شفيع مؤمنان باشد و نيز بندگان رام و مطيع . - على و دو فرزندش زادگان فاطمه ، شيعيان را به رستگارى رسانند . - و زين العابدين على ، باقر علم پيامبر محمد و زادهاش جعفر ، منتهاى آمال منند . - كاظم فرخنده مآل موسى و زادهاش رضا پرچم هدايت و تقوا در مشكلات پناه منند . - زادهء رضا محمد رهبر راه حق و على برگزيدهء امم ، ذخيرهء فرداى منند . - حسن عسكرى و زادهاش مهدى نيز دو پيشواى منند كه اميدوارم به يمن وجودشان به حقيقت راه يابم . قصيدهاى هم در ثناى امير مؤمنان و غزوهء خيبر دارد : - در قلعهء خيبر را از جا كند و لرزه بر اركان حصار افكند . - چنانش پرتاب كرد كه پنجاه ذراع دور تر افتاد . - سپس بر سر دست گرفت و سپاه را از خندق عبور داد .
--> ( 1 ) . سخن ما پيرامون اين روايت قبلا گذشت . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 3 / 239 .